عبد المحمد آيتى

280

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

عرض است كه پيشكار آن به سنگ مرمر ساخته و آب فرات بدان كشيده‌اند . تاج الدين در آن اب سفينهء خاص را كه مزيّن به جواهر است بداشت . و از عجايب آنكه اين بناى عظيم در مدت سيزده روز ساخته شده و در مدت كمتر از چهل روز نقش و نگار آن پايان يافته است . تا در روز بيست و دوم ماه ربيع الاول سال 712 در آنجا در حضور سلطان ضيافتى عظيم برپا ساخت و در مقام پيشكش اول كارخانهء فردوس و مدرسهء غياثيهء و قصور شاطيه و مدرسهء سياره تقديم نمود . باز خرگاهى مرصع به جواهر برافراشت و قبائى زركش و مرصع به جواهر و نه اسب با زين و ستام زرين و هزار جامه استبرق و هزار اخته و صد هزار دينار زر در كيسه‌ها به پاى او ريخت و خط داد كه همه از آن پادشاه است . بر زنان و سرداران نيز پيشكش‌هائى كرد پس مراحم شاه درباره او افزونتر شد و امور بسيار در نظر او گذاشته شد . صف مدرسهء سيار سلطانى [ 543 ] مدرسهء سيّاره خيمه‌اى است بس رفيع و بزرگ كه گروهى از علما و فضلا در آن به تدريس اشتغال دارند و اين از مخترعات دو وزير بزرگ رشيد الدين و تاج الدين است . صفت عرض كتاب در سلطانيه [ 544 ] روز پنجشنبهء بيست و چهارم ماه محرم سال 712 وقتى شاه به رصدخانه آمده بود مخدوم جهانيان رشيد الحق و الدين كتاب مرا به شاه عرضه داشت و فضايل مرا نزد او برشمرده شاه مرا بنواخت و در باب كتاب از من پرسش‌ها كرد و من همه را به زبانى فصيح پاسخ گفتم . آنگاه قصيده‌اى را كه در سال 710 در وصف سلطانيه سروده بودم خواندم . شاه در هر بيت معنى آن مىپرسيد و افاضل حاضران به پاسخ و توجيه مىپرداختند و شاه را هر دم بيشتر خوش مىآمد و بر استعجاب و تحسين مىافزود . اينك شرح آن ماجرا : پيش از آنكه به نزد ايلخان بار يابم از مخدوم جهانيان ، سلطان وزراى همه عالم يعنى رشيد الدين خواستم كه اگر موقع مقتضى باشد زبان به ثناخوانى گشايم و دعايى كه ترتيب داده‌ام بخوانم . مخدوم جهانيان گفت اگر مجال باشد به عرض برسد و الا موكول به مجلسى ديگر مىشود . قضا را ايلخان خود فرمان داد كه فصلى از اين كتاب برخوانم . از كسانى در آن مجلس حاضر بودند ، اميرزادهء بزرگ امير على و خسرو خوانبخت توقماق و امير محمد هرزه ( ؟ ) و امراء الغو و طغاى و تولاك و جلجين « 1 » و صاحب معظم

--> ( 1 ) - چ : جلنجى